تبليغاتX
ALONE BOY






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :



به یاد آن روزها

شعر رفتن از كنارت سوخت جانم را عزيز

 

قصه نا گفتني ها بر دلم جا ماند عزيز

 

انتظار ديدنت با من يكي شد نازنين

 

غم به يك باره سكوت انداخت بر اين دل عزيز

 

غصه شهر و غروب بي كسي بي تو بماند

 

حرف غم ، حرف من و شهر و تو و دلواپسي است

 

رفت آن روزهاي شادي در كنارت عشق من

 

سرو هم بر دوري آن روزها قدش خميد

 

گم شدند آخر چرا گرماي گرم روزها؟

 

سر رسيد آخر به اين زودي زمستان در بهار؟

 

قصه تكراري است ميدانم ولي

 

حرف من حرف خزان است از خزي

 

يك به يك ميريزند برگها از روزها

 

ثانيه ، ساعت شمار سالهاست

 

شايد فردايي رسد شايد دگر

 

عشق ما سر وا كند جايي دگر

 

از سر شوق آن روز ميخوانم ولي

 

تو مي آيي تا ببيني كيستم در بي كسي؟

 

گوش كن قصه آغاز ميشود در اين شروع

 

يكي بود يكي نبود جز يك غروب

 

تا طلوع حرفي نبايد گفت ، خاموش صبح ها

 

ظلمت شب ، حرف اول آخر اين روزهاست

 

ماه شايد بخوابد در شبم شايد دگر

 

ديدن يك ستاره هم شود معواي شهر

 

مي زند سوسو دلم از پنجره

 

دست شب هم از برايش ميشود يك آينه

 

گوش كن آيين اساطير زمين

 

گوش كن نجواي مرگ دلنشين

 

نازنين درد دلم تازست ولي

 

انتظار آن نمك را ميكشم بر زخم زني

 

شايد آن لحظه رسيدم بر تو من

 

عشقمان عشقي پر از سرما بود

 

كاش آن لحظه زخمها سر وا كنند

 

اشك تو آيد به روي آنها بار دگر

 

قصه آخر ميرسد پايان كجاست؟

 

راست ميگفتند خدا بي انتهاست. . .


نويسنده: ALONE BOY مورخ: جمعه 1387/02/06 در ساعت: 22:26
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar-20 & Best-Music-Cod



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس